و بعد ، آن رقص ها، دست زدن ها،تبدیل شد به شگفتی همراه با ناباوری،بعد به شعارهای ضد احمدی نژاد،شعارهای ضد خامنه ای ،کشتار،عزا،سکوت.
نیمچه کارگری بود با حقوق نصف و سبیلی تازه سبز شده پشت لبش.اندام نحیفش زیر بار حمالی های اسباب کشی خم نمی شد.ملیتش در پیشانی تخت و مغولی اش خانه کرده بود.داشتم کتاب ها را تو قفسه می چیدم،بیکار بالای سرم ایستاده به کتاب هب زل می زد.
-اگر میخواهی چند کتاب ببر.
-از این کتاب ها نمی خواهم.
-چه کتابی می خوانی؟
-درسی.
-خب درسی ها را نگاه کن هر کدام را خواستی قرض بگیر.
-نه نمی خواهم.
موقع کار در آشپزخانه ، ظرف ها را از لای روزنامه ها در آورد،چند تکه از روزنامه باطله را پاره کرد،گذاشت تو جیبش و وقتی بیکار شد ،زانوزده کتابی از داخل کارتن برداشت و محوش شد.
گیریم راهنمایی را امسال تمام کرده ،مگرنه پدرش نمی گذارد به دبیرستان برود؟گیریم رنگ و روی زردش،حالت چشم هاش در واژه ی "هموفیلی" خلاصه می شد،مگرنه که باید نان در بیاورد و جان بکند تا جان بدهد؟اصلا گیریم پدرم گفت که این کارگرش باهوش است،اما مگر قانون این نیست که باید در لجن فقر فرو برود ؟
بدیهی است با افزایش موج دستگیری تظاهرکنندگان و فعالان سیاسی اعتراضات نمی تواند مانند روز دوشنبه ی هفته ی پیش به صورت میلیونی برگزار شود.اما علت فروکش کردن اعتراضات می تواند یکی از دلایل زیر باشد:
۱- جو تهران و شهرهای بزرگ،امنیتی است و نیروهای دولتی در خیابان ها در حالت آماده باش هستند و اجازه ی پیوستن اجتماع ها به یکدیگر و گسترش اعتراضات را نمی دهند.
۲-تحدید طیف سیاسی اصلاح طلب،روزنامه نگاران و دستگیری گسترده ی معترضان مانع پیشرفت اعتراضات شده اشت.
۳- فاجعه ی کوی دانشگاه تهران،شیراز و دانشگاه صنعتی اصفهان و سرکوب شدید دانشجویان ،این قشر از جامعه را دچار بهت زدگی و نگرانی کرده است.
۴-سکوت نسبی موسوی و غیبت طولانی وی در تجمعات مردمی باعث دلسردی مردم شده است.
۵-محدودیت راه های ارتباطی و کند بودن سرعت اطلاع رسانی مانع برگزاری اجتماعات وسیع مردمی شده است.
به هرحال آنطور که به نظر می رسد این سکوت که هم اکنون فضای کشور را فراگرفته است ، همچون آتشی است خاموش شده که با کوچک ترین جرقه،به آتش فشانی سراسری تبدیل می شود و زمان این جرقه، شاید روزی است که شورای نگهبان ، بر انتخابات ننگین و خونین ۱۳۸۸ مهر تأیید بگذارد.
امروز سکوت بود.
سکوتی محض .
و فریادها،
در صفیر گلوله ،در مصاف با باتوم و واهمه ای شوم
همهمه ای نیمه خاموش.
بالاخره شورای نگهبان به تخلف در انتخابات در ۵۰ شهر ایران اعتراف می کند ،این شورا اعلام میدارد که در ۵۰ شهر ایران آراء ریخته شده در صندوق های رأی بیش از صددرصد جمعیت واجد رأی بوده است! اما این شورا و این نظام باید بداند با این بهایی که مردم پرداخته اند،با این خون هایی که ریخته شده،دیگر حتی به ابطال انتخابات نیز تن در نمی دهیم، وخواست ما فراتر از جا به جایی رئیس جمهوری است،ما آزادی می خواهیم ،و عدالت.
اما ندا که بود؟ برای چه آمده بود؟جرمش چه بود؟چه گذشت بر این دختر بی دفاع جوان؟
موی بر تنم سیخ شد وقتی دیدمش . هنگامی که جان دادن دختر هموطنم را دیدم ، احساسی دوگانه داشتم،احساس انزجار از مسئولان حکومتی و احساس شرم از خود که زیر سقفی محکم در خنکای ساختمانی در بسته تنها نقش "نظاره گر" را دارم.در حالی که "ندا"ها در خیابان ها پرپر می شوند.برای چه؟ برای چشیدن اندک مایه طعمی از آزادی.
وبدانید،خونی که از سروصورت ندا جاری شد،این خونهایی که آسفالت های تهران و شیراز و دیگر شهرها را رنگین می کند،صدای "الله اکبر"ها را رساتر خواهد کرد،خاموش ها را بیدار خواهد کرد،جهانیان را آگاه خواهد نمود و مردم خشمگین را ، به خیابان ها خواهد کشاند.
چراغی
سوسوکنان
درپس پرده ی شب
خاموش شد
ساقه گلی
میان هزاران و هزاران
با ضربه ی داس دروگر
نابود شد
آهسته ندایی
در همهمه ها
در میان زمزمه ها
فریادی خونین شد.
کرمی که فقط بر کف این خاک خزیدهست
البته که غیر از خس و خاشاک ندیدهست
ای نخل سرافراز جوان، کرمک مفلوک
بالاتر از این، فکر بلندش نرسیدهست
این ملت رزم است که برخاسته هشیار
وان دولت ظلم است که اینگونه خمیدهست
این نسل جوان وطنم هست و بنازم
درسی که گرفتهست و رهی را که گزیدهست
صندوق به دوشی که گذشت از سر بازار
دزدی است کزین حوزه به آن حوزه دویدهست
پیغمبر دزدان که نشسته پس پرده
این سرقت بیسابقه را نقشه کشیدهست
با سارق صندوق بگوئید که افسوس
این بار برای تو کسی رأی نریدهست!
هادي خرسندي
پس از سخنرانی تند و تیز مقام رهبری در روز جمعه ،همانطور که انتظار می رفت و از تحلیل ها برمی آمد،راهپیمایی و تظاهرات در تهران و دیگر شهرهای ایران گسترش یافت.
در شیراز،تظاهرات دیگر به دانشجویان محدود نمی شد بلکه ازقشرهای مختلف در آن حضور یافتند و ابتدا با سکوت و به طور مسالمت آمیز تجمع کردند ولی ضربه های باتوم برقی و غیر برقی ،تیراندازی ها و گازهای اشک آور،مردم را تحریک کردندو پس از مدتی شعار دادن را آغاز نمودند.
و اما نزدیک نیمه شب،آقای لاریجانی ،رئیس مجلس شورای اسلامی در صداوسیما حاضر می شودو به نرمی از "اصلاحات" سخن می گوید،مردم را به "آرامش" فرامی خواند و از رفتار جانبدارانه ی صداوسیما "انتقاد" می کند!
مسلما این عکس العمل از جانب سران حکومتی ،نشانگر این است که حضور وسیع مردم ،مقام رهبری و ارگان های منتخب او را به چالش جدی کشانده است.
سخنرانی رهبر در واقع اتمام حجتی بود با مردم و کاندیداهای مخالف ، در آن تلویحا ذکر شد که " ما حمله میکنیم ،ما هجوم می آوریم ، با نیروی مردمی مخالفت می کنیم" و " مسئولیت آن بر عهده ی کاندیداهای مخالف است" همان طور که پیش بینی می شد،این ایراد بسیار نا امیدکننده بود و تشدید کننده ی اختلافات. نه تنها مردم با این سخنان (یا به تعبیری تهدیدها) آرام نمی گیرند، بلکه حس بی اعتمادی به حکومت ،اغتشاش و جدایی مردم از رهبری را شدت می بخشد و نه به صلاح مردم است و نه به صلاح نظام.



این چند روزه مونده به انتخابات،فرصتی بود واسه مردم اینجا که تو خیابون جولون بدن،انرژی سرکوب شده ی چندین ساله شونو بریزن بیرون و به بهونه ی اتخابات،وسط خیابون قر بدن و نیروی انتظامی تو حیاط خلوت تماشا میکنه و خبری از گشت ارشاد-فعلا- نیست.
تحلیل ها زیاده ، ولی هرچه که هست امسال با سال های دیگه فرق میکنه،خیلی خیلی فرق می کنه.پخش مناظره ها، درگیری های لفظی بی سابقه بین کاندیدا ها، حضور زنان و همسران کاندیدا ها در صحنه ی مبارزات،شنیدن خواسته های عموم مردم از زبان کاندیدا ها مثل حقوق شهروندی و حقوق زنان، و شور بی سابقه ( به گفته ی بعضی دوم خردادی) مردم برای شرکت در انتخابات همگی این دوره را برجسته میکنن.
پخش مناظره ها واقعا من رو ترغیب کرد که رأی بدم،چون سیاست داخلی و خارجی و دروغ های بدیهی احمدی نژاد مو به تنم سیخ کرد.همین نارضایتی اکثریت مردم از احمدی نژاد باعث هجوم شمار بی سابقه ای از افراد در صحنه ی مبارزات انتخاباتی شده.خیابونای بسته،صدای بوق ماشین و کل زدن و شیپور که از شب تا صبح ادامه داره ،همه از کشمکش و اختلاف بین دولت و حکومت،یا حتی بین سران حکومت خبر میدن.
اما به چه کسی رأی بدیم؟ اختلافات چشمگیری بین اظهارات سه نامزد جدید ریاست جمهوری( رضایی ، موسوی و کروبی) وجود نداره.شاید بشه سابقه ی اون ها رو ملاک قرار داد . البته فعالیت های کمپین ها و ستادهای انتخاباتی کم تأثیر نیست . کما اینکه مبارزات و تبلیغات کمپین میرحسین موسوی با صدقه ها ی بی وقفه ی دولت وقت رقابت میکنه.
پیوست : از فردا تبلیغات ممنوع!
مناظره یا مناقشه یا مجانگه(!) یا هرچی که بخواهیم اسمش رو بگذاریم،خیلی تکان دهنده بود.چرا که در آن "روشنگری"هایی رخ داد که تا حالا از طرف صدا و سیما(!) ندیده بودم.هرچیزی که هست،قدم مثبتی ست.
احمدی نژاد به ظاهر لحنی مسلط داشت اما گزندگی سخنانش،حرکات عصبی لب ها چشم ها وبینی اش، پوزخند(ریشخند)های اهانت آمیز او و نیز نشانه بردن انگشت تهمت به سوی سران حکومت همگی از تقلایی مستأصلانه برای تصاحب تخت حکومت خبر می دادند.
به میان آوردن سخنانی چون اشرافیت هاشمی رفسنجانی و بستگانش،ثروت هنگفت ناطق نوری و غیره این ظن را به وجود می آورد که وی موقعیت خویش را در میان افراد پرنفوذ حکومتی از جمله مقام رهبری به مخاطره انداخته است.
در این میان موسوی گرچه تکیه کلام های زائد (چیز، به اسطلاح) از تأثیر سخنانش می کاست،ولی لحنی محکم و مطمئن داشت و به نظر من می دانست چگونه با آرامش و به وسط نکشیدن پای افراد حکومتی و با دست گذاشتن بر نقطه ضعف های دولت وقت، اصل "دولت" را زیر سوال ببرد نه "نظام" .پرسش ها و انتقاداتی به جا که پاسخ احمدی نژاد به آن ها طبق معمول،پرسشی متقابل بود ، و نه پاسخی صریح و روشن.
تعاون و همکاری سازمان بینی های متحد و انجمن مبارزه با ناهنجاری ها ی ظاهری و صوری تا حدودی بر طرف گردیده است
به گونه ای که بینی ها کوچکتر (گرچه کوفته تر) و سربالاتر (گرچه بر سان خوک) شده اند.لیکن علما و مراجع حوزه ی علمیه
ی مطهره ی قم به مخالفت با این طرح برخاسته اند چرا که جراحی زیبایی، ایجاد اختلال در مشیت الهی است و از طرفی
سازمان میراث فرهنگی به اجرای این طرح شدیدا معترض است.از آن جاکه بینی پل دار،میراث گرانقدر اجداد آریاییمان و بینی
کوفته، نشانی باستانی از اجداد اشغالگر و متجاوز عربمان می باشد.
علی ای حال، وزیر اقتصاد کشور متذکر شده است که محبوبیت این جراحی ها ، افزایش گردش پول را در جیب فرا متخصصان
زیبایی ندرتا جراح میسر گردانیده و اقتصاد کشور را در این عصر رکود اقتصادی جهانی رونق بخشیده است.مضاف بر این که
اجرای این طرح ، چهره ی شهر ها را آراسته و زینت داده است و سبب پیشرفت چشمگیر صنعت توریسم در کشورمان شده
است!
به گزینشی های رهبری رای بدهیم در حالی که اعتمادمان به دستگاه دولتی به صفر میل میکند
یا دست روی دست بگذاریم و تماشاگر استغراق این کشتی ترک برداشته ی مملکتی بشویم؟
مطلقاُ مطالعه ای درباره ی کاندیداها ندارم اما به چرخه(!)ی زیر توجه کنید :
مجلس خبرگان صلاحیت رهبری را بررسی می کند،رهبر اعضای شورای نگهبان را انتخاب می کند، شورای نگهبان صلاحیت
خبرگان را تـایید می کند!این گره کوریست که اساس جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهد،ضمن این که تایید صلاحیت
کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان ( یا به طور غیر مستقیم توسط مقام رهبری) انجام می گیرد.حال پرسش این است:
نقش مردم در انتخابات ریست جمهوری،جز گزینش افراد از پیش گلچین شده چیست؟
جلفا محلی است ویژه ی ارمنی های ایرانی تبار مقیم اصفهان.فکر کنم همین کافی باشه.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|